پروانه ات خواهم ماند

متن مرتبط با «منو همین یه عکست به هم علاقه داریم» در سایت پروانه ات خواهم ماند نوشته شده است

از عشق تو دیوونگی هم عالمیه

  • نیلوبلاگ

    اگه از عشق میشه قصه نوشتمیشه از عشق تو گفتمیشه با ستاره های چشم تومغرب نو مشرق نو برپا کردمیشه از برق نگاتخورشید و خاکستر کردمیشه از گندمیای سر زلفتیه عالم شعر نوشتآرهاز عشق تو دیوونگی هم عالمیهآره از عشق تو مردن دارهمیشه از عشق تو مرد ودیگه از دست همه راحت شدمیشه از عشق تو مرد ودیگه از دست تو هم راحت شدآرهاز عشق تو دیوونگی هم عالمیهاگر از عشق میشه قصه نوشتمیشه از عشق تو گفت… ...

    ادامه مطلب
  • میتوان عشق به آنها آموخت

  • نیلوبلاگ

    و چه این جمله به فکر همگی افتادهبچه ها را چه کنیم؟بچه ها میخواهندبچه ها میرقصندبچه ها میخواننداین طریقی است که در خاطرشان میماندای فلانی!دو سه خطی بنویسساده تر، رنگی تردر پی قافیه و واژه نباشسوژه امروزی، بگذر از دلسوزیله له هایی همه دلسوزتر از مادرشانبی خیال از غم فردایی و از عاقبت و آخرشانمن هنوز معتقدم میشود عشق به آنها آموختمیتوان دربدر واژه بازار نبودمیتوان تقدیم کرد و پشیزی به پشیزی نفروختمیتوان عشق به آنها آموخت ...

    ادامه مطلب
  • قهرهابهانه است ....

  • نیلوبلاگ

    قهر ها بهانه است کسی که دوستت دارد برای ماندن در بین هزاران نقطه ی سیاه شب حتی اگر یک نقطه ی سپید بیابد دلیلش می کند برای ماندن و کسی که می خواهد برود در سپیدی روز حتی اگر نقطه ای سیاه را هم نیابد با انگشتش به گوشه ای اشاره می کند که انگار نقطه ای سیاه یافته !!! کسی که رفتنی است دیر یا زود میرود......

    ادامه مطلب
  • به تو نمي رسم

  • نیلوبلاگ

    همه هر روز صبح می رسند: ماشین ها به پارکینگ، کارگرها به کار آفتابگردان ها به خورشید، میوه ها به فصل ! کفش ها به راه می افتند دست ها به کار دانشجوها مثل همیشه به هیچ می رسند ! چراغ ها به قرمز، پلاک ها به بن بست، راه ها به چاه ! دل ها می ریزند اشک ها هم … روز مثل هر روز به شب می رسد دیوار به فلک، فلک به دست … دست ها هر روز صبح از روزگار، درد آزگار می کشند … من اما نه نقشی از تو مانده بر دلم برای کشیدن؛ نه پاکتی … من، هر روز صبح به تو نمی رسم و نمی دانم کجا داد بزنم: که این رسم روزگارِ رسیدن ها نیست ...

    ادامه مطلب
  • یه روزی میاد

  • نیلوبلاگ

    یه روزی میاد که دیگه دلت برام نریزه که یادت نیاد تولد من چند پاییزه هر کدوم از ما کنار یکی دیگه خوشبخته چیزی که امروز باورش واسه هر دومون سخته یه روزی میاد سالی یبارم یاد هم نیاییم از گذشتمون جز فراموشی هیچ چیزی نخواییم از تو فکر ما خاطرات ما می تونه رد شه بدون اینکه حتی یه لحظه حالمون بد شه ♫♫♫ فکر نکردن به خاطراتمون رو بلد میشیم میبینیم همو از کنار هم ساده رد میشیم انگار نه انگار به من می گفتی بی تو نابودم انگار نه انگار یه روزگاری عاشقت بودم میبینیم همو اونم یه جا که غرق احساسیم با هرکی باشیم نباید بگیم همو میشناسیم برای اینکه حتی یه لحظه سمت هم نیا...

    ادامه مطلب
  • منو همین یه عکست به هم علاقه داریم

  • نیلوبلاگ

    به یادتم هنوزماگر چه زود رفتیاگر چه بی تفاوت به هر چه بود رفتیبه یادتم هنوزم اگر چه پر کشیدیاگر چه تلخ اما به آرزوت رسیدی , به آرزوت رسیدیمنو همین یه عکست به هم علاقه داریمکه سالیانه ساله به درد هم دچاریمخودت که دیگه نیستی نبایدم بدونیعذاب غیر از این نیستکه چشم به راه بمونی روزنه ی امید ازکنار من سفر کردچه تلخه اینکه باید یه عمر بی تو سر کردهمیشه خاک سرده همیشه سرد بودهکنار هر دوایی همیشه درد بوده , همیشه درد بودهمنو همین یه عکست به هم علاقه داریمکه سالیانه ساله به درد هم دچاریمخودت که دیگه نیستی نبایدم بدونیعذاب غیر از این نیستکه چشم به راه بمونی...

    ادامه مطلب
  • «چتر خیس» - حامد همایون

  • نیلوبلاگ

    «چتر خیس» دستم تو دست یارهقلبم چه بیقرارهبهبه بهبه چی میشه امشببارون اگر بباره چه شاعرانهیه چتر خیس و دریا کنارو پرسههای عاشقانهزل میزنم به چشمای مستتسر روی شونت میذارم بیبهانهمیخوامت خانوممبا عشقت آرومممیخوامت خانوممبا عشقت آروم آروم آروممدستم تو دست یارهقلبم چه بیقرارهبهبه بهبه چی میشه امشببارون اگر بباره چه شاعرانهیه چتر خیس و دریا کنارو پرسههای عاشقانهزل میزنم به چشمای مستتسر روی شونت میذارم بیبهانهمیخوامت خانومم با عشقت آرومممیخوامت خانمم با عشقت آروم آروم آرومم...

    ادامه مطلب
  • دیوانه منم، من که روم خانه به خانه

  • نیلوبلاگ

    بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید پروانه در آتش شد و اسرار عیان دیدعارف صفت روی تو در پیر و جوان دید یعنی همه جا عکس رخ یار توان دیددیوانه منم، من که روم خانه به خانهعاقل به قوانین خرد راه تو پوید دیوانه برون از همه آئین تو جویدتا غنچهء بشکفتهء این باغ که بوید هر کس به بهانی صفت حمد تو گویدبلبل به غزل خوانی و قُمری به ترانهبیچاره بهایی که دلش زار غم توست هر چند که عاصی است ز خیل خدم توستامید وی از عاطفت دم به دم توست تقصیر “خیالی” به امید کرم توستیعنی که گنه را به از این نیست بهانه “شیخ بهایی”...

    ادامه مطلب