خسته ام جانا از این زندان که نامش زندگی است…!
پس قشنگی های دنیا دست کیست…؟
باختم درعشق اما باختن تقدیر نیست..،
ساختم با درد تنهائی مگر تقدیر چیست…؟
دل ناله کند از من، من ناله کنم از دل، یا رب تو قضاوت کن ! دیوانه منم یادل؟
برچسب: خسته ام جانا از این زندان,خسته ام جانا,
نویسنده: سام جعفری